السيد موسى الشبيري الزنجاني
1471
كتاب النكاح ( فارسى )
البته ناقل اين بيان وجه عدم حكومت لا حرج به محرمات را براى ما نقل نكرده است ولى مىتوان به دو صورت براى اين عدم حكومت استدلال كرد . وجه اوّل براى اثبات عدم حكومت لا حرج بر محرمات در استعمالات قرآنى و روايى متعلّق « جعل عليه » ، « كتب عليه » ، « وضع عليه » و أمثال آنها افعال قرار مىگيرد نه احكام و به معناى الزام به فعل است همانند « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ » و تعبير كتب عليكم وجوب الصيام كه متعلق كتب حكم باشد - هر چند در كلام علماء به كار مىرود - يك تعبير و استعمال قرآنى و روايى نيست . از سوى ديگر متعلّق الزام ، در استعمالات عرفى امور وجودى مىباشد نه اعدام ، با توجه به دو مقدمه بالا مىگوييم در آيه شريفه « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » متعلق جعل حكم نيست تا شامل تمامى احكام اعم از واجبات و محرمات شود ( چون حكم به هر حال امر وجودى است ) بلكه متعلق آن فعل است و اسناد الزام به تروك و اعدام عرفى نيست ، مگر بعضى از تروكى كه مانند صوم ضمائم وجودى همانند نيت و امثال آن در آنها لحاظ شده باشد . بنابراين با اين تقريب متعلق ما جعل عليكم فى الدين من حرج فقط واجبات است كه افعال وجوديهاند خواهد بود نه محرمات كه تروك و أعدامند . وجه دوم عدم حكومت لا حرج بر محرمات خلاصه اين وجه اين است كه ترك مطلق اكثر محرّمات براى معمول انسانها حرجى است و اگر لا حرج را بر محرمات حاكم بدانيم ، تقريباً ادله محرمات لغو مىگردد . در توضيح اين وجه مىگوييم كه عامل محرك انسان به سوى محرمات طغيان شهوت يا طغيان غضب است ، و جلوگيرى از شهوت و غضب در هنگام طغيان آنها بسيار دشوار بوده و نياز به مجاهده نفس دارد ، آيا ترك مطلق غيبت ، ترك مطلق ايذا مردم آسان است ، آيا كسى كه غضب كرده ، فحش و ناسزا مىدهد و هرگونه عمل خلافى مرتكب مىشود كنترل غضب او بسيار دشوار نيست ؟ آيا جوان عذبى